گمان می کنم همه کسانی که دانش آموز رشته ریاضی فیزیک بوده اند دستکم نام پرویز شهریاری را شنیده باشند. بزرگ آموزگاری که فارغ از همه هیاهوهای بی پایان عصر خویش زندگانی پربار خود را وقف خدمت در معبد ریاضیات کرد و تلاش بسیار نمود تا ما را با ریاضی آشتی دهد.
دانش آموز سال دوم راهنمایی بودم که در کتابخانه مدرسه به کتاب داستانهای ریاضی ترجمه پرویز شهریاری برخوردم و چه مبارک رویدادی بود. این کتاب ساده و شیرین با آن جلد زرد خوشرنگش اثری عمیق در ذهن من گذاشت و مرا بیش از پیش به ریاضیات علاقه مند کرد. همه تلاش مترجم آن کتاب در طول زندگانیش این بود که ریاضیات را از آن شهرت ناصوابی که پیدا کرده بود بپیراید و لذت و زیبایی آن را به همگان عرضه کند.
در سال اول دبیرستان هم یک همکلاسی داشتیم که درس جبر را تجدید شد، تابستان کتابی از شهریاری را که اسمش یادم نیست پیدا کرد و به جای خواندن کتاب درسی با جدیت تمام آن را مطالعه کرد و در امتحانات شهریور از جبر نمره ۲۰ گرفت بطوری که همه معلمها انگشت به دهن مانده بودند که دراین سه ماهه مغز او چه تغییری کرده بود؟! این معجزه پرویز شهریاری بود.
باری، ریاضیات چه در قدیم و چه به ویژه امروز اساس و پایه هر گونه پیشرفت علمی و تکنولوژیک بوده و هست و پرویز شهریاری بخوبی این نکته را درک کرده بود و عمرش را بر سر بهبود و شکوفایی آموزش ریاضی گذاشت. از اینرو همه مردم ایران به نوعی مدیون و وامدار او هستند اما دریغ!
